ای آفریدگار صبح

در جشن با شکوه روزی که آغاز می شود و در تمامی روزهای که شیرینی نام تو بر لبانم می نشیند،من عهد دیرینه ی خویش را با صاحب صبح و امام عصر تازه میکنم و دست بیعتم را در زلال دستانش معطر می سازم تا شعر سپید این عشق در صحن دلم تکرار شود.طراوت جاری این عهد و بیعت هرگز از باغ خاطرم بیرون نمی رود و پیوسته شال سبز محبتش را برگردن می نهم تا نوازشگر شانه های لرزانم باشد.

خالق مهربان من!

اگر دست تقدیر تو،لباس سپید آخرت را بر تن من پوشاندو درخت زندگی ام،تن به خواب زمستانی و ابدی خویش سپرد و میان من و آن بهار موعود جدایی افتاد،پس در زمانی که سیمای مهربان آن ماه تابان در آسمان چشم مردمان آشکار شد،مرا از محراب قبرم برانگیز و توفیق احرام در صحن و صفایش عنایت کنتا لبیک گویان در گرد کعبه وجود مقدسش طواف کنم.

ای اجابت کننده هر دعا!

پنجره ی قلب منتظران رو به آسمان بیکرانت گشوده است تا به یک اشارت تو،غبار غم و اندوه غیبت از دلها برخیزد و چشم ها به تماشای باران ظهور بنشیند.

برداشتی از دعای عهد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸۸ | ٩:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.