گمشده بشر در طول تاریخ آرامش و اطمینان قلبی بوده است که بشر همواره برای وصول آن به دنبال دستورالعمل بوده استکه او را به مقصد برساند.برای پاسخ به این نیاز درونی انسان،مکاتبی با انگیزه گوناگون بوجود آمده اند که اکثریت قریب به اتفاق آنان به جای راه نجات،منجلاب و باتلاق برای آنها به ارمغان آورده اند که می توان آنها را در قالب 10 گروه دسته بندی کرد:

1-برخی آرامش بشر را در گرو قدرت می دانند.

2-برخی آرامش روحی را در ثروت اندوزی می دانند

3-برخی آرامش و آسایش را در فقر و نداری و سبکباری می دانند.

4-برخی مکاتب،آرامش واقعی روحی را در بریدن از دنیا و مبارزه با دنیا می دانند.

5-برخی مکاتب،آرامش را در گرو لذات جنسی و عرفان سکس می دانند.

6-برخی مکاتب این مطلب را در گرو نفی مطلق اندیشه می دانند و بر اصل خودگریزی تاکید دارند.

7-در برخی مکاتب آرامش بشر را در رسیدن به زندگی اولیه می دانند

8-برخی مکاتب آرامش بشر را در پیوستن به قدرت اهریمن می دانند و معتقدند برای رسیدن به شیطان باید تمام قیود را شکست و خود را از قیود اخلاقی و مکتبی آزاد نمود که بنیان اصلی شیطان پرستی امروز در غرب همین است آنها خیال می کنند قدرت اهریمن در مقابل قدرت خدا بیشتر است.

9-برخی گمشده خود را در قالب گروه هایی می ابند که به دنبال علوم و فنون غریبه هستند و با رمالی و جادوگری و طالع بینی و با کارهای عجیب و غریب خیال می کنند از همه مردم برتر و انسانهای خوشبخت و قوی دنیا هستند.

10-برخی به دنبال خلصه عرفانی هستند و می خواهند آن را به وسیله شراب و مواد مخدر صنعتی و روانگردان و موسیقی رپ و هوی متال و متالکا و بلک متال بدست آورند.

اما تمامی راه های مذکور کج راهه است که انسان را دچار حیرت و سرگردانی می کند و انتهای مسیر آن به بن بست نابودی و فراموشی می رسد.سرنوشت شوم رهبران اصلی جریانات فوق خود گواه روشنی است بر این مدعا و اما عرفان حقیقی در گرو چیست؟

عرفان حقیقی به دنبال پاسخ برای گمشده فطرت بشر است و آن اتصال به خالق یکتا و معبود حقیقی است چرا که خداوند در قرآن کریم فرمود(الا بذکر الله تطمئن القلوب)با یاد خدا دل ها به آرامش می رسد.

شاخصه های عرفان حقیقی و عارفان بالله در هشت محور زیر بیان می شود(ادعای عرفان غیر از محورهای یاد شد دکان است و عرفان نیست)

شاخصه های عرفان حقیقی عبارتند از:

1-به تمام ابعاد زندگی و نیازهای روحی و جسمی بشر توجه دارد؛ابعاد معنوی ،اقتصادی اجتماعی،سیاسی،اخلاقی و...و به تمام نیازهای بشر پاسخ می دهد.

2-هدفش قرب الهی است و وسیله آن را عمل به واجبات و ترک منکرات می داند.

3-خرد ستیز نیست،بلکه خردپذیر است.عقل و منطق مبتنی بر وحی سرلوحه تصمیمات اوست.

4-گرایش آن فطری است و مطابق با شریعت است.عارف حقیقی هیچگاه خود را بی نیاز از شریعت نمی داند.

5-نتیجه عرفان حقیقی احساس تکلیف الهی است و هر چه بالاتر رود احساس تکلیف آن بیشتر است.

6-عارفان حقیقی دائماً به یاد خدا هستند.

7-عارفان حقیقی به تمام هستی محبت دارند و به همه موجودات عالم عشق می ورزند مخصوصاً به همنوعان و عاشق خدمت به خلق هستند.

8-مهمترین منبع عارفان حقیقی برای پیمودن راه قرآن و اهل بیت و ادعیه معص


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳۸٩ | ٩:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.